خبری نیست.اتفاق خاصی هم نیفتاده.من هستم.ولی خیلی ... .اصلا خوشحال نیستم.به خاطر هیچ چیز.نوشتنم نمیاد.شاید دوباره اومدم.الان اصلا...
.
.
.
همین
نوشته شده توسط یاسی در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 ساعت 1:4 بعد از ظهر |
لینک ثابت |
نوشته شده توسط یاسی در دوشنبه ششم اسفند 1386 ساعت 3:13 بعد از ظهر |
لینک ثابت |
سلام.
چطورید؟ همگی خوبید؟ خوب خدا رو شکر.
دیروز در یک اقدام بی سابقه یک سری لوازم آرایش جدیدخریدم. آخه دیگه ذخیره ی امسالم تموم شده بود

.و من بی صبرانه منتظر چنین روزی بودم که یه خرید عظیم لوازم آرایش بکنم .آخه خیلی اینکارو دوس دارم

.خلاصه که تو این لوازمی که خریدم این پنکک ه از همش بیشتر به دلم نشست. خیلی خوبه.پنکک قبلی که استفاده میکردم ال جی بود .که اونم خیلی خوب بود . ولی این یکی حسابی به پوستم گرفته و دیروز که زده بودم کلی چهره م باز تر و روشن تر شده بود. البته شاید یه کم هم به خاطر رنگ جدید رژ گونه م بود .ولی هر چی بود که خیلی بیشتر از قبل به چهره م میومدن.و البته اینو از نگاه های مادر شوهر و خواهر شوهر عزیز فهمیدم.و صحبتهایی که بعد از رفتن من با آقای همسر کرده بودن و نتایج اون صحبتها در نیمه شب وقتی هر دو در خانه بودیم

.بعععله.قضیه خیلی پیچیده تر از این حرفاس. خانوما ی مادر خواهر شوور دار بهتر میفهمن حرفمو. نیس؟
آهان تا یادم نرفته اسم پنککم Honey هست .شماره 1 -pink .من که خیلی ازش راضی بودم.خلاصه که کلی خرید کردم. یه رژ لب صورتی خوشگل خریدم.یه شیرپاکن.البته شیر پاکن قبلیم که واسه خرید عروسیمه هنوز نو مونده ولی تاریخ مصرفش گذشته طفلکی

.آخه قبلا همیشه صورتمو با آب صابون میشستم (واسه پاک کردن آرایش)و دیگه به استفاده از شیر پاکن نمیرسید. ولی اینبار گفتم از شیر پاکن استفاده کنم شاید واسه پوست بهتر باشه

.دیگههههههه یه قطره تقویت موی سینره گرفتم .شامپو ، خمیردندون سنسوداین ، استون ،کرم دست و لاستیک فر مژه (البته تا حالا سه بار واسه این فر مژه لاستیک گرفتم ولی هیچوقت ازش استفاده نکردم .یا لاستیکش گم شده ویا خشک شده ولی از اونجاییکه همه لوازم آرایش باید تکمیل باشه واسه اینم دوباره لاستیک گرفتم

.)کرم دور چشم و یه چن تا خورده ریز دیگه که هر چی فک میکنم یادم نمیاد.خلاصه که حالی بردیم

.
دیگه اینکه 14 اسفند تولد خواهر شوهر جان میباشد. و از آنجاییکه هر سال این رسم خواهر شوهر جان اجرا میشود که هر چیزی که ما برای تولد ایشان یا دخترشان خریداری نمودیم بلا استثنا تعویض نمودند یا وارد صندوقچه اجدادی نمودند وما دیگر اثری از آن ندیدم که ندیدیم، لذا هم اکنون بیسیار در تفکر میباشیم که چه هدیه ای برای ایشان خریداری نماییم که باب طبعشان باشد و مجددا موجبات زحمت برای ایشان از جهت تعویض کالا را فراهم نکرده باشیم.حالاااااا اینه که باید دوباره بگم بیصبرانه نیازمند یاری سبزتان هستم.به بهترین پیشنهاد جایزه ی ارزنده ای اهدا خواهد شد

.
قربون همگی...
منتظرم
.
.
.
همین
نوشته شده توسط یاسی در پنجشنبه دوم اسفند 1386 ساعت 12:5 بعد از ظهر |
لینک ثابت |